محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

259

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

22 . بنابراين ، هر كس اين ( سرگزيت ) را بپردازد ، در پناه خدا و پيامبرش خواهد بود ؛ ولى كسى كه از پرداخت آن سرباز زند ، بىشك در شمار دشمنان خدا و فرستادهء او و همهء مؤمنان خواهد بود . 1 . بنى الحارث بن كعب ، يكى از قبايل عرب نجران بودند كه به دست خالد بن وليد ، اسلام پذيرفتند ( ابن هشام ، 4 / 239 - 241 ؛ طبرى ، 4 / 1724 - 25 ) . - م . 2 . مائده ، آيهء 1 . - م . 3 . نحل ، 128 . - م . 4 . آيهء 79 سورهء الواقعه ، خاستگاه اين بيان است . - م . 5 . سورهء هود ، 18 . - م . 6 . اين بند از روى متن سيرهء ابن هشام ترجمه شد ( السّيرة النبويّة 4 / 241 ) . - م . 7 . « . . . عن أبى عبد اللّه ( ع ) قال : الحجّ الأكبر يوم النّحر . . . قال : الحج الأكبر : يوم الأضحى . . . و إنّما سمّى الأكبر ، لأنّها كانت سنة حجّ فيها المسلمون و المشركون ، و لم يحجّ المشركون بعد تلك السّنة . و الأصغر العمرة ( معانى الأخبار ، صدوق ص 249 - 295 ) : از ابو عبد اللّه ( ع ) روايت كرده‌اند كه گفت : حج اكبر روز سر بريدن قربانيها ( روز دهم ذى حجّه ) است . از آن رو به آن ، حج اكبر گفته‌اند كه آن ، در سالى انجام گرفت كه مسلمانان و مشركان در آن سال ، به خانهء خدا روى آوردند و مشركان از آن پس ، ديگر گرد خانهء خدا نگشتند . نيز بنگريد : سورهء توبه / 2 . و حجّ كوچكتر ، همان عمره است . - م . ( 1 ) 106 پيوست فرمان پيشين عبد المنعم خان ، ش 75 ب ، به نقل از نسائى ؛ الموطّأ ، مالك ، 43 / 1 ؛ النّسائى ، 45 / 47 . مقابله كنيد : مسند احمد حنبل ، 5 / 326 ؛ الدّارمى ، 15 / 18 ؛ سنن دارقطنى 2 / 376 - 377 ، سه روايت با پس و پيش آمدن كلمات ؛ المطالب العالية ، ابن حجر ، ج 1 ش 1845 ( به نقل از إسحاق بن راهويه ) . از ابن شهاب روايت كنند كه او گفت : فرمان پيامبر خدا به عمرو بن حزم را كه هنگام گسيل داشتن وى به نجران نوشته بود ، خواندم . اين فرمان نزد ابى بكر بن حزم بود . پيامبر خدا نوشته بود : اين ، راهنمايى و حجّتى است از سوى خدا و پيامبرش « اى مؤمنان ! بر پيمانهاى خويش ، استوار باشيد » ( 1 ) « . . . به راستى كه خداوند در رسيدگى به كارهاى مردم ، پرشتاب است » ( 2 ) . اين ، دستور ( ديهء ) زخمها و آسيبها است ( 3 ) : خونبهاى ( ديهء ) جان انسان ، يكصد شتر ، ديهء چشم او ، پنجاه شتر ، ديهء پاى او ، پنجاه شتر ، ديهء زخمى كه عمق شكاف آن به پوست مغز سر برسد ( 4 ) ، يك سوم ديهء جان ، و نيز ديهء زخمى كه به درون